یعنی خاک بر سر اوون سال بالایی بکنم که حین سیستوسکوپی کردن به خاطر خروج غیرارادی مدفوع از مریض , یهو مریضو وسایلو میذاره و همینجور که با دستش ماسکشو  محکم گرفته جلوی دماغش و از اتاق میره بیرون  به من میگه تو برو بقیه اش را انجام بده! آخه بدبخت تو که طاقت دیدن عن و گه را نداری چرا اوومدی پزشکی تازه دوقورت ونیمتم باقیه؟خب خبر مرگت می رفتی گل فروشی باز می کردی. حالا من اگه اوونجا نبودم چه غلطی می خواستی بکنی؟ باید یهویی همینجور مریضو  که لنگاش تو هوا و مثانه اش داره می ترکه ول کنی بری؟چون تو خودش ر..ده؟بد بخت اوون مریضه. می فهمی اصلا مریض یعنی چی؟اوون مادر مرده اگه سالم بود که پیش توی بیشعور نمیومد! .   اصلا کارمون سخته.استرس زیاد داره. مسنولیت داره. به درک! کارت دعوت که واسمون نفرستادند بیایم این رشته! واسه چی صداتو واسه همراه مریض بلند می کنی؟ خسته ایی که خسته ایی. فکر کردی اوون همراه بدبخت از تو سر حالتره ؟ اصن  دوست داری یکی یه سیخ برداره بکنه  تو سوراخ اوونجات ( سوراخ جلو را می گم) ببینی چه دردی داره؟ چرا واسه اینکه زودتر به سرویس برسی دو دقیقه واینمیسی بی حسی مریض بگیره؟ بیمارستان آموزشی هست که هست.بازداشتگاه کهریزک که نیست.این دیگه چه صیغه اییه که مریضا را به اسم تشخیص اشون صدا می زنیم. مشاوره تومور مثانه را فرستادی؟ سنگ کلیهه رفت سی تی اسکن؟ امروز پروستات چی داریم؟ کوفت داریم! زهر مار داریم!  اینقدر این بیمارها را به چشم مرض نیگا می کنیم که بعضی وقتا یادمون میره که این مرض شکایت ایناست نه کتاب درسی ما.خب بسه دیگه.  فعلا خدافظ

Advertisements