تو خراب من آلوده نشو.

حس بدی دارم . اوونقدر بد که اوومدم اینجا بنویسم تا عالم و ادم بدونند , من چه حس بدی دارم! . توضیح هم میدم , اما اوونقدر گیج و گنگ که کسی نفهمه چی به چیه. اینجا می نویسم تا در جریده تاریخ ثبت بشه.تا گواهی باشه بر انچه که بر من رفت !  یه بار دوستی بهم گفت : تو شهودی هستی ؟ گفتم : شهودی یعنی چی؟ گفت : یعنی حس ششم قوی داری؟ گفتم : حس ششم من قوی نیست. فاجعه است! مصیبته!  اصلا حس ششم نیست . حس ضد حاله . حس نامردیه !.

اوون شب وسط مکالمه امون , یهو این حس ششم ما بیدار شد. انگار تمام حرفهای ما را می شنید . به یه جاش که رسید از داخل صدا زد که: »  هووووی! از  اینجا به بعدش چرت و پرته ها! گفته باشم» و راست می گفت . از اوونجا به بعدش خودم هم فهمیدم که بقیه اش چرت و پرته.

فرداش رفتم بیمارستان  . 15 تا عمل تو لیست بود. اوونم اینو می دونست . عمل ها به سرعت یکی پس از دیگری تموم می شد. چند بار بین عمل  , بدون هیچ حس ششمی , شمارش را گرفتم . انتن نمی داد لامصب. بی خیال شدم. گفتم عصر بهش زنگ می زنم . کارم تا شب طول کشید. دیر رسیدم , می دونستم الان دیگه خوابه , اما یه تک زنگ بهش زدم, به سرعت رفتم تو اینترنت . انلاین شدم, قرارمون هم همین بود ولی انگار گرد مرگ تو مسنجرریخته باشند .. سوت  و کور ..>نیومد < میدونستم نمیاد , دیگه دیر شده بود . یه گشتی واسه خودم زدم . رفتم فیس بوک . بالا پایین کردم یهو چشمم به عکسش افتاد.گفته بود کلا حوصله  اینترنت و چت و فیس بوک و این حرفا را نداره . اسمشو که دیدم  تعجب کردم .  دیدم برای یه اقایی کامنت گذاشته   یه اقای میانسال , اوونم چه کامنتی : » اقای ایکس جان , شما خیلی خوش قیافه هستید» بعلاوه یه ایکون لبخند.یعنی یه لبخند که اوون لحظه واسه من یه دنیا معنی داشت ! نه حتی چشمک! باز اگه چشمک بود دلمو خوش می کردم که  فقط  یه کامپلیمانت شیطنت امیز دخترانه بوده! . اما اوون لبخند ,  انگار خیلی صمیمانه  بر ایکون نشسته بود. .اوونقدر صمیمی که فقط 2 ساعت از فریند شدنشون می گذشت! اوون اقاهه کی بود؟ ظاهرا  خیلی فعال بود. کلی فریند داشت . صد تا لینک و صفحه و گروپ و هزار تا بحث های سیاسی و ادبی و .. اما بین همه اینا انگار قیافه ایشون خیلی جذاب به نظر می رسیده. داغ شدم . خیلی داغ (البته هوای بیرون هم اوونروز خیلی گرم بود) . حالا دیگه حس ششم را که تموم   اوون روز  دستم را جلوی دهنش گرفته بودم تا صداش در نیاد , با قهقه های چندش اورش  هی سرکوفت می زد که خوردی حالا؟ . گذاشتم هر چی دلش می خواد بگه و البته منم تا دل شب به حرفاش  گوش می کردم.

صبح با عجله راه افتادم  . بین راه قوزک پام پیچ خورد. انگار تمام لیگامان هاش جر خورده باشند. داد کشیدم.  تمام فریادی که از دیشب مونده بود ریختم بیرون. کسی نشید. هنوز صبح زود بود. تاکسی گرفتم . دیدم یه قرون تو جیبم نیست . دم بیمارستان نگهش داشتم تا کرایه اش را بیارم . رفتم تو بخش . با لباس شخصی با یه کوله و بدون روپوش .. ویزیت شروع شده بود. نگاهم کردند . خسته تر از اوونی بودم که بخواند چیزی بهم بگند.  برگشتم  پول راننده تاکسی را دادم.کمتر از کرایه معمول بود.  نمی دونم اوون چرا دیگه  چیزی نگفت .

درد  پام لحظه به لحظه بیشتر می شد.. عمل که شروع شد انگار سیخ داغ کرده بودند تو پاهام . سر عمل دنبال یه بهونه بودم. نمی تونستم سر پا وایسم , اوایل عمل بود که نمی دونم چی شد یهو دستکش امو درو اوردم و گفتم اصلا فکر اینکه من سر این عمل وایسم را از سرتون بیرون کنید!  سال بالایی که دستش تو دل و روده مریض بود  سرش را اورد بالا وگفت « تو هم غلط کردی دستکش ات را در اوردی  , برگرد سر جات.»  برگشتم . چاره ایی نداشتم . عمل طول کشید . خیلی طول کشید. منم خیلی درد داشتم. تاحالا سر عمل اینجوری نشده بودم . خیلی خسته بودم . یه صندلی اوردم . نشستم . استاد اوومد تو اتاق. گفت چرا نشستی. دیگه طاقت نیاوردم . گفتم »پام درد می کنه . گفت پس بشین. ولی من ایستادم! سال بالایی گفت اگه ناراحتی می تونی off کنی . اما غرورم قلنبه شده بود. بیخودی گفتم  نه  می تونم ادامه بدم. چیز مهمی نیست. و بعد از درون به حال زار خودم نگریستم  و گریستم .   اواخر عمل دیگه غرور مرور را بیخیال شدم  , release  شدم.

زیر ظل افتاب منتظر سرویس بودم .  پولی نداشتم تاکسی بگیرم. راه باقیمانده را پیاده رفتم. دیگه سنگی نمونده بود که زیر پای لنگ من نرفته باشه.  رسیدم به اتاقم . همه چی اروم بود . ولی من اصلا خوشبخت نبودم . بلاخره بهش زنگ زدم . دیگه نگفت چه عجب . کم پیدایی. گفتم دیشب برات مسیج گذاشتم. گفت از صبح دانشگاه بود.نرسیده چک کنه . یادش رفته بود بهم گفته بود فقط یک شنبه و دوشنبه ها میره دانشگاه ..امروز سه شنبه بود.

Advertisements

نویسنده: arsha

چند نکته به خوانندگان عزیزی که احیانا از این جا گذر می کنند - اگر یه وقت خواستید شخصیت منو در نوشته هایم بشناسید هیچ وقت اینکارو نکنید زیرا چیزی دستگیرتان نخواهد شد. -روی وعده و وعیدها و قول هایی که احیانا در بعضی از پست ها داده می شود , خیلی حساب نکنید. -بیشتر مطالب علمی مندرج مورد تایید FDA هم ميباشد!

73 دیدگاه برای «تو خراب من آلوده نشو.»

  1. تلخ بود خیلی تلخ دکتر
    چرا اینجوری شد ؟
    متاسفم
    —————————————
    ممنون از لطفت دوست عزیز. خودمم نمی دونم!

  2. دکتر جان, زیاد سخت نگیر, تعصب و این چیزهای بیخودی را بریز دور. کمی ذهنت را باز کنم. یک خانم تا زمانی که تو را دوست داشته باشد با تو می ماند و زندگی می کند و اگر دوست نداشته باشد با هیچ زوری نمی توانی روح و یا حتی جسم او را پیش خودت نگه داری. حالا به فرض اینکه به یک آقایی هم گفته شما خوش تیپی. خود شما چند بار تا حالا به یک دختر این حرف را زده ای. تا حالا نگفته ای که فلانی چقدر خوشگله؟ نکته دیگر اینکه برالی نگه داشتن عشق خود باید از وقت و پول خود مایه بگذاری. باید برایش گل و کادو بخری. باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد و ممکن است یک روز ولت کند و برود پی کارش. این چیزهایی که بهت گفتم حاصل یک عمر تجربه است! 🙂
    ————————————————————————————————————————————————————————–
    با بخش زیادی از نظرت موافقم.ممنون از اینکه حاصل یه عمر تجربه را در اختیار من گذاشتی:)

  3. از من مي شنوي واسه عشقت ارزش قائل شو. اونو به پاي هر بي سر و پايي نريز. بفهم دور و ورت چه خبره. ببخش زيادي رک حرف زدم.
    —————————————————————————————————————–
    کلا از حرفهای رک خوشم میاد:)

  4. آرشا جان ، با كامنتى كه گفتند اگر كسى دوستت داشته باشه مى مونه كاملا موافقم. گاهى وقت ها هم ما زن ها عجيب ميشيم ، شايد همه اعتراف نكنن اما من ميگم كه وقتى خيلى دنبال توجه و ابراز عشق طرفمون هستيم و به خصوص كه بدونيم طرف يك كمى هم حساسه ممكنه از بر انگيختن حس حسادت استفاده كنيم ( من هرگز نميكنم اين كار رو اما از زبون زنونه گفتم ) خودمون هم مى دونيم كه كار احمقانه ايه اما باز عملا در مورد مردهاى حساس جواب ميده. خيلى زياد خودت رو اذيت نكن. كارهاى اين دنيا عجيبه.

    اما خداييش اين فيس بوك و اينها گاهى بساط شر ميشه من كه آنچنان محدودش كردم كه نگو.

  5. به RS232 با اجازه آرشا.

    باور كنيد همه دنبال پول و وقت و كادو نيستند. ( در دفاع از حقوق زنان بنده خدايى كه اصلا به اين چيز ها فكر نميكنند 🙂
    ———————————————————————-
    قربون ادم چیز فهم :دی

  6. من هم حس ششم بسیار قوی ای دارم. این حس همیشه به دادم رسیده . یه روش دیگه هم برای شناخت ادمها دارم و نگاه به چشماشون است از وزنه چشم قلب طرف را هم میشه دید.
    ————————————————————————————————————————————————
    اوون یکی روش دیگه خیلی مهارت می خواد به نظرم!

  7. اين حس ششم رو انگار خدا به ما هم داده. گاهي خوبه گاهي هم نه. نمي‌دونم وقت يا اينكه حوصله خوندن يه سري نوشته رو به عنوان مناظره داري يا نه؟ چند وقت پيش شروع كردم به نوشتنشون. يكي از همونا اسمش بود «نقش بازي آدما»:

    گفت: واسه يه بازي ۲ چيز اساسي لازمه. بگو
    گفتم: بازي چي باشه آخه؟

    گفت: ۱) هم بازي، ۲) قواعد بازي
    گفتم: آهان، اكي، همون law ديگه. درسته؟

    + وقتي يه بازي بهت نمي‌چسبه ۳ تا كار مي‌توني بكني. بگو
    – انصراف مي‌دي :دي

    + وقتي يه بازي بهت نمي‌چسبه مي‌توني ۱) هم بازيت رو عوض ‌كني، ۲) قواعد بازي رو يا به قول تو law رو عوض كني و ۳) هر دو رو
    – وقتي بازي به اختيار خودت نباشه چي؟ اون وقت نمي‌توني. مگه نه؟

    + درسته، قواعد بازي بيشتر اوقات دست ما نيست
    – ديدي حالا، پس بايد انصراف بدي :دي

    + نه، اون وقت لذت بازي چي مي‌شه؟
    – يه بازي ديگه كه بيشتر بهت لذت مي‌ده

    + خب اون بازي دوم هم همين ۲ جزء اصلي رو داره. شايد اين درسته كه همه ما در حال بازي كردن نقشي هستيم كه به ناچار يا به دلخواه به عهده‌مون گذاشتن. مي‌دوني PERSONALITY يعني چي؟
    و …

    اگه خواستي بخوني تو اين مجموعه نوشته‌ها مي‌توني پيداش كني:
    http://xatoun.blogfa.com/cat-15.aspx
    ——————————————————————————————————————————————————————————–
    بحث جالبیه!مرسی خاتون جان..کلا من سرم درد میکنه واسه این حرفها!

  8. مثی عزیزم
    جز جیگر بزنه اونی که خون به جگرت کرده و باعث شده اون چیزای پات جر بخوره، خوب شد که زمستون نیست و برف و یخ نیست که خدایی نکرده لیز بخوری و جاهای دیگه‌ات جر بخوره.

    اصلا غصه چی میخوری؟ چیزی که فراوونه نسوانی که ندیده کشته و مرده‌‌ات هستن، چه برسه به اینکه چشمشون به جمالت بیفته و کمالاتت رو ببینن.
    ——————————————————————————————————————————————————

    :))
    شد یه بار احساسات لطیفانه منو جدی بگیری؟:دی

  9. سلام بچه محل آزرده
    جداً فقط یه کامنت و کمی لحن سرد باعث این همه دلخوری شده . شاید از این که یه روز باهاش تماس نداشتی ناراحت بوده و می خواسته اینجوری تلافی کنه . یعنی یه جور عشوه گری زنونه . به دلت بد راه نده . حس ششم چیزی نیست جز این که ما با فکرمون اینقدر به یه مساله انرژی می دیم تا اتفاق بیفته . خب شما طور دیگه ای فکر کن تا این اتفاق برات نیفته .
    ————————————————————————————————————————————
    مخلص بجه محل عزیز!
    نظرت جالب بود

  10. چه جالب و غم انگیز!
    منم درگیر همچین ماجراییم….و الان دچار تردیدم که آیا انتخابم درست بوده؟!!
    ————————————————————–
    انشالله که درست باشه :دی

  11. چرا دکتر جان..من همیشه میومدم از نوشته هاتون انرژی میگرفتمو می خندیدیم….چرا اینقدر ناراحت کننده..چرا یهو همه ناراحتی ها تو این پستتون قلمبه شده…ما جریان اصلی رو نمی دونیم ..چی شده؟؟!!
    ———————————————————————————————
    کلا وقتی ناراحتی قلنبه میشه یجا فیستول میده دیگه :دی..بازم در خدمتتان هستیم:)

  12. مطمئنم نوشتی که ذهنت سبک بشه نه برای همدردی یا هر چیز دیگه ای و خوب کاری کردی …
    ———————————————————————————-
    !اولش قرار همین بود..اما با کامنتای دوستان مراد قسمتهای دیگه هم حاصل شد :دی

  13. واا
    گفتم چی شده انگار؟دو بار خوندم بعد فهمیدم این دوست شما مونث بوده!!اولش فکر کردم مذکر و هم.جنس. ….
    خوب که چی؟حالا چرا اینقدر ناراحتی؟سعی کن انرژیتو رو آدم هایی بگذاری که ارزششو دارن.البته این حرفی که زدم بیشتر شعاره.چون بیشتر آدما تازه وقتی رابطشون به بن بست رسیده متوجه میشن اشتب کردن.پس سعی کن تو این دو روز دنیا به خودت سخت نگیری.تو که دکتری و هر روز شاهد مرگ یه عده آدم هستی باید بدونی که دنیا ی فانی ارزش حد کمی غصه خوردن داره. فکر کن همین الان به علت یه تصادف بمیری(چه خشن شد) .بعد ببین آیا این مثلا بی وفایی ارزش اینو داشته که غصشو بخوری؟همه آدمها گاهی توی زندگیشون مورد بی مهری و بی وفایی دیگران قرار میگیرند.تو هم استثنا نیستی.پس سعی کن بی خیال بشی.
    ——————————————————————————————————————–
    درسته من دکتر امور مردانه هستم! اما همجنس باز که دیگه نیستیم!در ضمن سلام منو به خانوم دکتر برسونید:)

  14. پسرم دقت کن. اینا که نوشتی هیچکدوم دلیل هیچی نیست جز یه حس بد. منم اگه تو خلأ بودم و تنها نشونه ای که می گرفتم یه نشونه ی فیس بوکی بود شاید همین حس بد میومد سراغم. ولی منطق میگه از این پیغام پسغام های فیس بوکی روزی هزار هزار تا رد و بدل میشه و اتفاقی نمیافته.
    خارج از همه این حرفا، پتانسیل رابطه ی راه دور چیزی بیشتر نیست. توقع زیاد نداشته باش. این حرفا که کسی که بخواد بمونه تحت هر شرایطی می مونه دیگه این روزا باد هواست.
    ————————————————————————————————————————
    پدرم.. تو دیگه چرا ! حالا بعدا راجع بهش حرف میزنم.!.با قسمت اخر جمله اتم موافقم

  15. داشتم به اين اتفاق فكر مي‌كردم (آخه اين روزا دارم يه سلسله داستان مي‌نويسم با عنوان «سراب عشق»، داشتم دنبال دليلي مي‌گشتم كه چرا يه همچين رفتاري باهات شده؟)

    الان باز نوشته‌‌ات رو خوندم. اينجا رو ببين: «دیگه نگفت چه عجب . کم پیدای»، يعني از اينكه خيلي وقته تماس نگرفتي دلش گرفته بوده. شايد خواسته تلافي كنه. شايد خواسته بهت بگه كه چه مزه‌اي داره وقتي اين همه منتظر بموني. فكر كنم بايد حس ششمت رو اين بار بي‌خيال بشي و پاي كس ديگه‌اي رو به ميون نكشي. چرا هميشه كم و كاستيهاي خودمون رو مي‌ندازيم گردن يه عامل ديگه. شايد ما كوتاهي كرديم كه يه همچين برخوردي باهامون شده. ها؟ به اين احتمالات هم فكر كردي آرشا؟
    ——————————————————————
    جواب این احتمال را یادت باشه بعدا بهت بگم!

  16. وای عاشق شدی پس؟
    نمی‌دانم چرا خنده‌ام گرفت به عاشق شدن‌ات.

    من هم گرفتار این حس ششم هستم رفیق.
    ببین آرشای گرامی. هیچ دوست ندارم خدای ناکرده حرفی بزنم که دل قرص‌ات وا بره ها. ولی یادمه مرد شماره یک واسه علیامخدره هی اس.ام.اس بوس و ماچ می‌فرستاد. هی گفتم بابا بی‌خیال همه‌اش دو نقطه ستاره است دیگر! ولی نبود. بعدها فهمیدم نبود و کارم از کار گذشته بود و …

    چشمهایت را درست و درمون باز کن لطفاً.
    همین!

  17. سلام.اولا مطمئنید که اگر چیزی اینجا نوشته شود عالم و آدم آن را می خوانند؟!دوما این توضیحات واقعا به نظرتان گنگ بود؟!اگر بخواهید بسطش بدهید چطور می شود؟سوما من همیشه تصور می کردم شما مرد بسیار مغروری هستید و آنقدر مشغله دارید که جایی برای دلبستگی به زن ها نمی ماند.حالا می بینم که خیلی هم روحیه ی حساس و لطیفی دارید.امیدوارم همیشه کامروا باشید.

  18. این کامنت اول که نوشته بود «عالی بود دکتر «خیلی باحال بود!!!یعنی بیای اعصاب داغونتو بنویسی ،یکی بگه عالی بود!!!
    این کامنت های بانوان هم منو کشته!!ولی من نظر خاصی ندارم.هر رابطه انسانی و احساسی منحصر به فرد میتونه باشه.در نتیجه تجارب و نظر دهی دیگران خیلی موثر نمیتونه باشه!تا وقتی پای دل در میون باشه،هیچ حرفی تو مخ نمیره!!

  19. راستش من از دوروغ و دورویی متنفرم.اگه منم جای تو بودم قلبم می شکست.به نظرم همچین کسی رو که انقدر دودوزه بازه ارزش نداره براش وقت بزاری و گل و کادو بخری براش تا نگهش داری.این نگه داشتن فایده ای نداره و هیچ تضمینی وجود نداره که یه روز ولت نکنه.
    چه دلیلی دلره که راجع به فیس بوک یا روزایی که میره دانشگاه بهت دروغ بگه حتما می تونه چیزای بزرگتر رو هم پنهان کنه.

  20. من از رابطه از راه دور به شدت متنفرم و یکی از دوست پسرام که گذاشت رفت بلاد فرنگ (من اون وقتا ایران بودم) هنوز هواپیماش تو کشور میزبان رو زمین ننشسته بود که من یه دوست پسر دیگه پیدا کردم (البته قضیه اینجوری اینجوری هم نبود گاگول خر خون به من گفت که دوستی ما مثل دوستی دو تا پسر اون موقع ها ما از عوالم همجنس گرایی هیچ خبری نداشتیم وگرنه می تونستیم جور دیگه هم برداشت کنیم!!!)

    توصیه من به شما اینه که قید دوستی از راه دور رو بزن برو تو نخ یکی از این دخترای دور و برت! لامصبا چشم و ابروهاشون سه تا سور زده به چش آبروی ایرانی و در ضمن دماغا هم سایزش اندازه است مجبور نیستی یه مماخ کج و کوله عملی رو تا آخر عمرت تحمل کنی.
    ———————————————
    این همه احساسات عاشقانه شما جای تحسین داره

  21. سلام دکتر جان
    از دنیای مجردا خیلی وقته که فاصله گرفتم
    خدا رو شکر کن که مجردی و انتخاب زیادی داری ….
    ——————————————–
    همین انتخاب زیاد هم شده دردسر

  22. حق
    درود

    آقا من خودم رسما اعلام آمادگی می‌کنم!!!

    خیلی مخلصیم دکتر جان.

    کاش پاییز بود می‌رفتی تو کوچه دق دلت رو روی سر برگای خشک خالی می‌کردی.

    این هم بگذرد.
    برای فردا.
    ——————————-
    دیگه در این حد هم نبود!

  23. من به عنوان یک زن ممکنه از خیلی ها خوشم بیاد .یا تیپ و قیافه خیلی از مرد ها رو تحسین کنم. ولی برام طرفم یک چیز دیگه ست و حاضر نیستم ان رو با یک دنیا عوض کنم .
    شما مثل خیلی از مرد ها حساس هستید
    این اعتقاد رو دارم که مهری که خدا بین یک زوج می ندازه فقط خودش می تونه بر داره به شرطی که واقعا ان زوج در ازل برای هم ساخته شده باشند
    اگر واقعا این قدر حساسید اگر روزی دو تاتون زیر یک سقف برید .بیشتر از این ها زجر می کشید
    هیچ رابطه ایی همیشه در اوج خودش نمی مونه فراز و نشیب داره
    این نظر من بود ولی حس ششمم می گه شما یک نویسنده ماهر هستید
    ——————————–
    ممنون!

  24. خیلی حالم گرفته شد. همیشه این قصه ها تلخ ترین قصه ها هستن. مخصوصا وقتی یه نفر تو حال و هوای نوشتن مثلا پست قبلی باشه کل این ماجرا باید آوار شده باشه رو سرش تا به اینجا برسه
    ————————————————————
    من اوون حال و هوام با این چیزا عوض نمیشه!

  25. میدونی دکتر ! دقیقا برعکس ماجرا واسه من اتفاق داره میوفته ! اونم به جای دانشگاه دایم میگه سر کیس بودم ! عمل طول کشید ! نشد ! نتونستم ! و منم پیج فیس بوکشو میبینم و هیچی نمیگم… میدونی منم اون حس لعنتی 6 ام رو دارم… منتها نمیتونم مثل اون خیانت کنم ! به جاش از درون خودم داغون میشم… تو اولین کسی هستی که داری گلایه امو میشنوی. واست گفتم که بدونی دنیا همینه. پست و رذل و نامرد…
    ———————————————————–
    ای بابا! اینقدر سخت نگیر دوست عزیز

  26. زنها ذاتا موجودات ناپایداری هستند و اررش سرمایه گذاری عاطفی ندارن .اگر زیباترین عمارت رو روی ماسه روان بسازی ممکنه بی هیچ دلیلی یک شبه آواربرداشت کنی اگر دنبال جایی برای سرمایه گذاری حسی هستی هنر همیشه جواب می ده.

  27. kheili ba ehsas bood.bekhatere ghalametun tabrik migam.
    DON’T LET SOMEOE BECOME A PRIORITY IN YOUR LIFE WHEN YOU ARE JUST AN OPTION IN THEIR LIFE…

  28. سلام [لبخند]

    خوب هستی؟

    ببین، حسّ ششم ِ آقایون هر چقدر هم که قوی باشه، چرت و پرت زیاد می گه. به خصوص وقتی که غیرتی بشند. P: اون فقط یه جمله ی ساده هست و دلیل بر هیچی نمی شه.

    نذار که سوء تفاهم دوستت رو ازت بگیره. ( اصلاً تا حالا آشتی کردی باهاش یا نه بالاخره؟؟ )
    —————————————–
    سلام! مرسی!
    هنوز مثلا !

  29. دکتر!یک بار دیگر با تمام هوش و حواسی که برام باقی مانده این پست را خواندم و به این نتیجه رسیدم که اگر بحث عشق و عاشقی نیست پس حتما بحث خواهر و برادر،پدر و دختر و یا زن و شوهر است!یعنی به طور کل بحث ناموسی است!از من بیش از این توقع نداشته باشید.من همه چیز را از دریچه ی حرفه ام می بینم!در ضمن بله!قبلا هم سابقه ی گذاشتن پست های چهار خطی ناشی از دیلاتاسیون آنوس را داشته ام!

  30. رسم زندگی این است : یک روز کسی را دوست میداری روز بعد تنهایی به همین سادگی.
    ————————————————-
    اینقدر هم ساده نیست که شما می فرمایی!

  31. salam doktor jan ahvale shoma ba paye daghon va asaabe afsaidi neveshti vali ey kash in ham dastanak bod ama doktor jan shayad soe tafahom shode bebin chand vaghte mishnasish ,, aval yekam sabori kon
    khob fekrato bokon shayad badan ke hrafi zadi pashimon beshi 😉 moafag bashi
    😉
    —————————————————-
    سلام از ماست!
    شایدم بود!

  32. میدونی چیه رفیق؟

    شکسپیر میگه:پسران را در کودکی شیر سگ دهید . شاید در بزرگی وفا بیاموزند
    بیچاره پسرها

    —————————–
    حالا شکسپیر خودش خیلی باوفا بوده؟

  33. دکتر جون
    کسی رو که دوست داری اگه حس کردی که دلش باهات نیست ر
    ها کن. اگه رفت، که بدون از اول مال تو نبوده، ولی اگه مال تو باشه، خودش بر میگرده. 🙂
    اینی که گفتم، حاصل یه عمر تجربه است همکار جان، سخت نگیر، بی قرای رو بذار برای همون مثانه، به دلت بی قراری راه نده
    ——————————————-
    چشم!

  34. سوتفاهم ها همین جوری پیش میان. بدون آلارم قبلی و کاملا یهو!
    تجربه ثابت کرده که آدمها نوشته های هم دیگه رو با لحن و مود درونی خودشون میخونن. خصوصا زمانی که حس بدی بهشون دست داده باشه و دچار شک شده باشن.
    واسه این جور اتفاقا بهتره زود از کوره در نرین. ممکنه دست آخر بدهکار هم بشین که به این دوستی شک کردین و این حرفا. باید زمان بگذره. هیچ ماس مالی کردنی از گذر زمان جون سالم در نبرده.
    دل قوی دار!
    ———————————————-
    ممنون!

  35. سلام من گل رزم وبلاگ جالب و زیبایی دارین من یه تازه واردم با اجازه لینکتون کردم خوشحال می شم منم دوست مجازی خودتون بدونین و امیدوارم دوستای وبلاگی خوبی برای هم باشیم.موفق و پیروز باشین.

  36. سلام دوست عزیز،

    فقط می‌تونم آرزو کنم یک اتفاق خیلی‌ خوب وشیرین جای تلخی‌ این تجربه را بگیره:)
    ————————————
    ممنون دوست عزیز

  37. دکی جان! می دونی که دختر جماعت میان اینجا رو می خونن (به قول خودت خانواده!!) لذا دیگه از این جور داستانها سر هم نکن بد جوری کلاهمون میره تو هم!!! مفهومه؟!!
    تو فقط افشاگری بنویس ما حالشو ببریم… مثانه رو چه به این عشق و عاشقی بازی؟؟!!!
    ضمنا داستان راستان رو به شکل رومان 15 جلدی هم اگه در اوردی ما خریداریم !!

  38. در نهان به آنانی دل می بندی که دوستت ندارند و آشکارا از آنانی که دوستت دارند غافلی ! شاید این است دلیل تنهایی تو …

  39. عادت کرده بودیم اینجا پست شاد بخونیم 😦
    پرنده رو رها کن ؛ اگه به سوی تو برگشت که خوش به حالته ؛ اگر بر نگشت از اول هم مال تو نبوده…

  40. مرحوم مرشدنا و مولانا عبیدزاکانی، در رساله ی صدپند خود فرموده اند: از خاتونی که قصه ویس و رامین خواند و امردی که شراب و بنگ خورد مستوری و […]درستی توقع مدارید! اکنون نیز برخی علما در قیاس به همان سیاق می فرمایند: از خاتونی که در شبکه های اجتماعی ول باشد و امردی که موبایل حمل کند، ایضاً!

  41. ضمناً دکتر جان! چنین افشاگری هایی شما را در معرض تهدید دخترانی قرار میدهد که رمانتیک سر خود هستند و خود را ممول میدانند! مثل همین نازنین! کلاً فضای عطرآگین مثانه نباید به چنین مسائلی آلوده شود!

  42. من معمولا نوشته های بلند رو کم می خونم یا اصلا نمی خونم !

    ولی نتونستم بی خیالت شم ..حریصانه تا ته ش رفتم و بعدش با انگشتم اون اشکی که هی از صب دل دل میزد واسه اومدنو و از رو گونه هام پاک کردم …چراشو نمی دونم و تو هم نپرس ولی بدجوری دمغ شدم

    می دونی اونقد نوشته ت عمیق بود که دردم گرفت ..درست قوزک پام

    ولی داد نکشیدم

    خیلی خستمه ..خیلی
    ———————————-
    مرسی از همدردی دوست عزیز

  43. منم با نظر یکی از نظرنویسان موافقم و حس ششمم میگه که کلهم سر کاریم.
    ———————-
    نه دیگه به اوون شدت!

  44. ببین به عنوان یه دختر جوون مجرد بهت می گم.. بد بین نباش.این کامنت می تونه قصه های زیادی پشتش باشه.شاید این کامنتش قسمتی از یه بازی بوده بین اون دوتا.یه کامنت متلکی.می فهمی؟یه کامنتی در جواب یه کامنتی.از این جور شوخیا زیاد تو فیس بوک پیش می یاد.

    البته شق دوم که خیانت باشه رو هم در نظر بگیر.کلا عجله نکن.شایدم می خواد حسادت تو رو تحریک کنه.خود من بعضی وقتا کرم این کارو دارم.خیلی لذت بخشه آخه.بعد از تحریک حس حسادت طرف مطمئن می شی که دوست داره.تازه من الان تو هیچ رابطه ای با کسی نیستم فقط پالسشونو می گیرم.البته باید حرفه ای بود و نذاشت که کار به جاهای باریک بشه..

    بازم عجله نکن.به پاییدن دختره ادامه بده.
    ——————————————-
    ممنون از نظرت:)

  45. فیلمنامه زندگی هممون شبیه همدیگه اس . فقط سناریوهای جانبیش با هم توفیر داره .

  46. رابطه های راه دور بده دکتر، بد… تازه فک کن، من که نمیدونم اون طرف مقابلت کارش چی هست اصن، ولی شما کارت خیلی زیاده، کشیک و درمانگاه و بیمارستان و هزار تا چیز دیگه. این جور وقتا مثلا آخر شبی، وقتی برمیگردی، همین که تا خونه دستشو بگیری تلافی همه روزتو میکنه، ولی وقتی بعد نبودن ها، دستاتم نباشن، خیلی دل آدم میگیره، خیلی
    من تجربه خودمو میگم، اگه بخوام لج کنم و از یه کاریش ناراحت باشم و بخوام این ناراحتیو به گوشش برسونم، میتونم مثلا از پای کامپوتر بلند شم ولی اون که نمیبینه، میتونم رومو برگردونم، میتونم سکوت کنم، میتونم گریه کنم، میتونم سرش داد بزنم، ولی اون هیچ چیشو نمیبینه! نتیجه؟ معلومه، کاری میکنم که روش حساسه! لجش در میاد، که چی؟ بفهمونم از کارش بدم اومده یا اصن راه دور چرا؟ توجهشو میخوام.
    امیدوارم موضوع مهمی نباشه و همه چیز آروم باشه و تو چقد خوشحال باشی و اینا
    —————————————————————————-
    ممنون از تجربه ات همکار و دوست عزیز

  47. حس گندیه دکتر. و این حس ششم از همه چی گندتر و مزخرف تر.
    وقتی عشق رو ارزون بفروشیم، از این اتفاقات میفته.
    البته امیدوارم مسئله تو فقط یه سوء تفاهم باشه و بس.
    —————————
    مرسی دوست عزیز.منم امیدوارم!

  48. چه لذتي داره كه كسي انقدر آدمو دوس داشته باشه كه با ديدن يه كامنتش تو دنياي مجازي اين طوري به هم بريزه…
    سوتفاهمه دكتر…برطرف ميشه…
    ——————————————————–
    انشاالله!

  49. 😦 وای چقدر دلم گرفت منم حستونو درک میکنم چون گرفتارش بودم
    امیدوارم چیز مهمی نباشه …………..عشق چیز پیچیده ایه:(

  50. من با نظر كساني كه به راحتي ميگن ولش كن ارزش نداره موافق نيستم . مگه ميشه به خاطر يه كامنت تصميم گرفت كه طرف دوستت نداره يا داره بهت خيانت ميكنه.

    دوست داشتن يك نفر انقدر ارزش رو داره كه وقت بذاري ببيني معني اون كامنت يا كم توجهيش چي بوده.

    اميدوارم شكت كاملا اشتباه بوده باشه. شاد و موفق باشي.

  51. اي بابا شرمنده كور بودم خبر نداشتم
    عرضم به حضورتون كه من با نظر بعضي دوستان كه به راحتي گفتن ولش كن و ارزش نداره و.. موافق نيستم. نميشه به خاطر يك كامنت يا يه خورده بي توجهي نتيجه گرفت كه طرفت داره خيانت ميكنه يا دوستت نداره.
    خود من ممكنه سهوا يا عمدا اين رفتارها رو بكنم كه يه چيزايي رو به طرفم نشون بدم.
    اميدوارم كه اون كامنت جدي نبوده باشه و شكت كاملا اشتباه .
    شادو موفق باشي

  52. salam dr
    be nazaram shoma nabayad hasas beshid
    man ham too zendegim dar ek zaman chand nafar hamzaman be man ezhare eshgh kardan
    monde bodam che kar konam .va be kodom fekr konam
    va bishtar too fekre avali bodam vali khabari azash nemishod
    chan bar harf haey zadam ke bebinam dostam dare ya na
    vali kam kam behem sabet shod kasi ke kasi roo vaghean dost dashte bashe az halo rozesh khabar migire
    va tanha ek nafar az bine onha hazine mokaleme midad ta be man ke inja dar oropa hastam zang bezane va halamoo beporse
    vali man dostesh dostesh nadashtam .har chand ke ashegh bod
    ma hamishe be oni ke dame dastemone fekr nemikonim va hamishe be ofogh hae door tar fekr mikonim
    eshghe shoma ham motmaenan dar tasmim giri dodel shode
    be man ahm sar bezanid
    man ham mesle shoma dar mamlekati gharib dars mikhonam
    alabate pezeshki mikham bekhonam

  53. delam baraye 2khtari ke kilometrha az gahremane asli zendegish dore tang shod
    in hame talkhi,inhame sardi dar didgahha
    bedone donestane hagigat

  54. galame doctor talkhr talkh
    va dostan gozati birahm
    2khtar baraye pesarkhale pedar, ke mesle baradar bod braye pedar, dar gorbato tanhaii payam gozashte bod
    akhe 2khtar 4 sale tame tanhaii ro cheshide bod va ba gorbe gamgine jomeha hamsaz bod
    kash doctor midonest on seshanbe 2khtar baraye kare edari uni bod
    akhe daneshnamsash hanoz hazer nist
    ama on nemidone
    yade sheri oftadam ke kheyli gadima gofte bodam
    nemidonam chera ba khondane in payamha yade on oftadam
    KHAHESH MIKONAM
    CHAND LAHZE SOKOT KON
    FAGAT CHAND LAHZE
    SEDAII MIYAD ENGAR
    GOII KASI MINALAD
    GOII KASI AZ TANHAII KHISH MINALAD
    CHE ASHNAST IN SEDA
    SEDAI TOST GOYA
    VAGTI SOKOT KARDI
    SEDAYAT RA DHENAKHTAM

  55. اولين باره وبلاگ تونو ميخونم خيلي قشنگ مينويسيد. در مورد اين مطلب هم ميخاستم بگم امروز ديگه دختراي خوبي ك فقط با يكي بمونن و دنبال پول و اين چيزا نباشن رو كسي نميپسنده تورو خدا مسخره نكنيد من تو دوستاي خودم ديدم اونايي ك رابطه كامل داشتن و با 10 نفر همزمان بودن الان زندگي و همسرايي دارن ك ارزوي هر دختريه و اونايي ك هميشه با ي نفر موندن و به فكر تيغ زدن كسي نبودن نه شوهر كردن و نه وضع ماليشون خوبه طفلكا . چرا جامعه اينقد بد شده ؟

  56. از اين چيزا زياد هست تو دخترا نگران نباش سعى كن
    عادت كنى

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s