تشخیص افتراقی

image0008

این عکس به هیچ عنوان جنبه تزیینی ندارد و کاملآ واقعی است

 

بیمار یه آقای محترم 65 ساله(!) با ظاهری مرتب و وموجه با شکایت  اصلی درد شکم مراجعه کرده بود.رزیدنت سال یکی جراحی که سرش خیلی شلوغ بود بعد ازمختصر معاینه ایی  و شرح حالگیری مختصر تری  در حد حالتون چطوره  ,غیر از یه ورقلنبگی خفیف شکمی در ناحیه تحتانی چپ  چیز زیادی دستگیرش نمیشه.با تصور اینکه از اوون درد های  وقت تلف کننده شکمه که هم وقت خودش و هم سایر بیمارهای اورژانس را می گیره واسه اینکه خدمتی هم به مریض کرده باشه  زحمت می کشه و  درخواست یه سونوگرافی شکم هم میده و میره سراغ مریضای دیگه..بعد از چند لحظه  رزیدنت اشعه یا همون رادیولوژی سراسیمه با موهای سیخ شده و آشفته دوان دوان خودش میاد اورژانس و میگه به جون مادرش تو کل حیاتش همچین چیزی ندیده.رزیدنت جراحی که  بجاش خوشحال شده بود که پس  چبز خاصی(!) نیست و میتونه مریضو با وجدان راحت مرخص کنه   به مریض تلقین می کنه(!)  که ببین پدر جان  این دردی که می گی همچین هم درد نیستا؟ مگه نه؟ما هم   تا ببینیم چیه کار داره حالاها, تو هم که الحمدالله  مشکل دیگه ایی نداری  پس بهتره الان بری خونتون مسواک بزنی بعد  بخوابی و صبح بیا درمانگاه.همین موقع  مریض به حرف میاد و آروم میگه:ببخشید آقای دکتر.من یه عرض کوچیکی داشتم خدمتتون.دکتر هم که سرش خیلی شلوغ بوده با عجله می گه زود بفرمایید پدرجان.من کار دارم الان.بعد اون آقای محترم آروم سرشو میاره نزدیک گوش دکتر و به آهستگی میگه..ببخشید.جسارت نباشه..بنده یه چیزی رفته تو کونم//دکتر که یهو شوکه میشه بر می گرده و بهش می گه چی فرمودید؟مریض دوباره میگه: عرض کردم خدمتتون..بنده یه چیزی رفته تو کونم..//رزیدنت جراحی که خیلی بهش بر خورده بود بهش میگه:پدرجان حجالت نمی کشی با این سن و سالتون منو مسخره می کنی؟ مریض با قیافه ایی که  دیگه آشفته شده بود .جواب داد..نه بخدا.به جون خودم.دروغ ندارم که. راست میگم..یه چیزی رفته تو کونم..رزیدنت جراحی که  کم کم  شک کرده بود  که انگار یه خبرایی هست سال بالایی هاش را خبر کرد. .مریض آماده شده بود واسه معاینه  چندش آور آنال…سال بالایی انگشت را  کرد تو مقعد مبارک , انگاری که دستش خورده باشه به ژنراتورهای برق شهری خشکش زد.. با  قیافه بهت زده در حالیکه هنوز انگشتش اوون تو بود برگشت و به همه ما یکی یکی نگاه کرد..همون حالت از من پرسید دکتر جان. احیانا پروستات پروتزی هم داریم؟!..به هر حال مریض دیشب رفت اتاق عمل و عین بچه که از شکم ننه میاد بیرون اوون جسم اجنبی هم از ماتحت آقای محترم به سلامتی اوومد بیرون..یه عدد قوطی اسپری خوشبو کننده هوا..دیگه وقت نکردم یا بهتر بگم روم نشد بپرسم جریانش چی بوده-احتمالا مستراح خونشون همیشه بو میداده خواسته یه فکر اساسی کنه یا-وقتی می گوزیده دوست داشته که عطر ساز می شد.البته هیچ کس هم  دوست نداره فکر کنه که  قوطی اسپری  وسوسه انگیز بوده..

Advertisements

نویسنده: arsha

چند نکته به خوانندگان عزیزی که احیانا از این جا گذر می کنند - اگر یه وقت خواستید شخصیت منو در نوشته هایم بشناسید هیچ وقت اینکارو نکنید زیرا چیزی دستگیرتان نخواهد شد. -روی وعده و وعیدها و قول هایی که احیانا در بعضی از پست ها داده می شود , خیلی حساب نکنید. -بیشتر مطالب علمی مندرج مورد تایید FDA هم ميباشد!

37 دیدگاه برای «تشخیص افتراقی»

  1. هاااااای ! دزدی اون‌م تو روز روشن از سوژه‌ای که در کامنت قبلی نوشتم :(( حالا دیدی بنویسی شامپو صدر صحت همه دستگیرشون می‌شه نوشتی اسپری خوشبو کننده :(( نامردیه نامردیه نامردیه دکتر جااااااااااااان!!

    ولی واقعاً جالبه نه؟ اینطور اتفاق‌ها آدم را واقعاً شوکه می‌کنه … ولی راستش را بگین الحمدالله به انگلیسی می‌شه چی؟ D: حالا این بابا فارس بوده گفته المحدالله؟ یارو فهمیده این بابا چی می‌گفته؟ هوم؟

    سر نمی‌زنید دیگر … سال یکی بودین مهربان‌تر بودین که!

  2. سوسن جعفری

    راستش می خواستم عکس اسپری هم بذارم که اینقدر مستهجن بود که خودمم حالم بهم خورد! من که دیشب کشیک بودم و امروز زیارت کردم کامنت fetish شما را 😉

  3. بابا كم كم دارم **** مي ترسم ! خدا آخر عاقبت ما رو با اينها به خير
    كنه (؟).احتمالا كونش پاره نشده بوده ؟آخر تو سن 65 سالگي آدم از اين شيطوني ها ميكنه ! قبلا مرجان يك داستان مهيج از رفتن دوش در كون يكي نوشته بود ولي اين ديگه آخرش بود . شاد باشي، فعلا
    بدرود دكتر جان

  4. آقا شما کدوم بلاد خارج رزیدنت هستید که اینقدر ملت حالشون خرابه؟ خود کشور مهم نیست فقط قاره رو بگید ما دستمون بیاد!

  5. ببين اين ديگه از 18 سالگى اينكاره بوده كه كونش گشاد شده بوده وگرنه اسپرى مينيمم يك اينچ قطر داره فلكسيبل هم كه نيست مگر اين كه ماتحت اين آقا گشاد باشه.

    اگه اينو واسه يكى از پيرزنهاى سمنانى تعريف كنى ميگه دكتر جان خر دجال اون اطراف نبود، آخر الزمون شده تف تف!!!!!!!

    بعد من موندم يعنى كه رفت نشست روش اينقدر كه بره اون تو،

    راستى جواب كامنت قبلى منو ندادى اون شكستهه بازم كار ميكنه يا كلا اسقاطى شده؟؟؟ رفت تو جانك يارد؟؟

  6. wow
    مردم چه کارا که نمی کنن!!!
    نگفتی که این موجودات شاهکار ماله کدوم کشورنا؟!

  7. من یاد یه موضوع نیمه مربوط افتادم که جالبه در نوع خودش !
    یکی از استادامون تعریف می کرد که یه خانوم مسنی رو به یه دلیلی داشتن سونو می کردن بعد یه توده عجیب غریب تو شکمش دیدن که بهش می خورده که تو و.اژن باشه ولی یه چیز عجیب غریبی بوده . شبیه یه توده گرد که یه مشت زایده اشعه مانند ازش زده بوده بیرون ! اینام هر چی فکر کردن دیدن که هیچ توده متاستاتیکی که این همه هم یزرگ باشه و تهاجم داشته باشه نمی تونه مریض رو اینقدر شاد و خوشحال به امون خودش بذاره ! بعد که از مریضه پرس و جو کردن دیدن که این خانومه یه کشاورز شمالی بوده که پرولاپس و.اژن داشته و چون از صبح تا شب روی زمین کشاورزی کار می کرده و این پرولاپسه هم هی می زده بیرون و ایشون هم وسط کار نمی تونسته اینو جا بندازه تصمیم گرفته یه سیب زمینی اون تو کارگذاری کنه که مشکل حل بشه. جناب سیب زمینی هم که محیط گرم و مرطوب پیدا کرده بوده و اونجا خوش و خرم واسه خودش جوونه زده و خونه و زندگی تشکیل داده بوده !!! اون زایده های اشعه مانند هم ریشه هایی بودن که از سیب زمینیه خارج شده بودن !! . نکته جالب اینجاست که مشکل فعلی خانومه هیچ رطی به سیب زمینیه نداشته و به یه دلیل دیگه ای نیاز به سونو پیدا کرده بوده.
    خلاصه اینکه ملت ما راه حل های ابتکاریشون حرف نداره !

  8. هر چقدر هم وسوسه انگیز تا ته زده رفته بالا؟؟؟؟؟؟؟؟/ جل الخالق

  9. ويولت جان منم اول برام عجيب بود كه يارو گذاشته تا بره اون ته اما بعد حدس زدم كه يا از اين ژل هاى مكش مرگ ما محض لوبريشن زده بوده يا صابون مالى و كف مالى كرده بوده اينهم كه روش لعاب فلز داره ليز خورده رفته اما به هر حال من هنوزم سر حرفم هستم يارو اينكاره بوده!! بدون شك!! حسابى گشاد شده بوده. اگه عرب هم بوده باشه كه ديگه حاشا و كلا!!!!!!!!

  10. دکترجان واقعن این چیزای بامزه و عجیبی که شما تعریف می کنی آدمو وسوسه می کنه بره تخصص اورولوژیشو بگیره :)) حالا همه فکر می کنن همه ی این عجایب و مفاخر فقط تو کشوری هستن که شما توشی ولی اینجور که معلومه انگار تو اورژانس همه ی بیمارستانا ازین خبراس :دی!
    ولی واقعن اون عکس اون بالا وحشتناکه! من اول فکر کردم یه اسپری کوچولو بوده ولی اگر درست تشخیص داده باشم انگار این عکس رادیولوژی همون اسپریه که اسپری سایز بزرگم هست!! بله؟!!! پناه بر خدا!!!

  11. يك سوال ، اين طرف اسپري تو ك.و.ن.ش بوده و راه افتاده اومده بيمارستان بابا پدر
    رودش كه دراومده كه! يعني اين اسپري تو رودش رفته بوده ؟ بابا بيا به كامنت ها رو
    جواب بده يك ذره قضيه روشن بشه ؟ من براي هر كي تعريف كردم باور نكرد اما وقتي
    آدرس دادم اومدن ديدند چون شما عكس راديولوژي گذاشتي ديگه چي ميشه گفت!
    مرجان جون يكي دو سانت نيست كه از دستش در بره ليز بخوره بره اون تو ،حتما يكي
    باهاش دشمن بوده يا خواسته اذيتش كنه يا تو حالت عادي نبوده اينو به زور فرستاده
    تو اونجاي طرف ، احتمالش ضعيفه كسي خودش اين بلا رو به سر خودش بياره!
    نتيجه اخلاقي : با دوستان ناباب و دوستاني كه اهل شوخي هاي خفن هستند
    معاشرت نكنيد بعلاوه از قديم ميگن دشمن تراشي نكنيد!
    هميشه شاد باشي ،فعلا
    بدرود دكتر جون

  12. ميگم وقتى كه ميگن پزشكى بيزنس شده نگين چرا! خوب همين كارا رو ميكنيد ديگه ما خانمهاى محترم مى آيم اينجا هى مرتبط با موضوع كامنت ميذاريم، صاحبخونه و جناب » من» دارند كشيك اورولوژى خريد و فروش ميكنند گور باباى سقراط و بقراط و ابو على سينا و قسم هاشون!!!! ببين يه چيزى هست كه براتون حرف در ميارند ديگه.

    آقا اين كامنت تنها جنبه رفع نحسى سيزده از تعداد كامنتهاى شما رو داشت!!!

  13. بيا تا من اومدم تايپ كنم كيارش زد رو دست ما شديم 15 !! كيااا بكش كنار رو دست بزرگتر از خودت نپر X)

  14. مرجان جان ! کجای کاری؟ اگه بیزینس شدن پزشکی فقط به همین خرید و فروش کشیک بود که خیلی جای شکر داشت !!!

  15. خب راست میگه این مرحان.
    جناب «من» ما حالا یه سوال از روی کنجکاوی کردیم شما هم نه گذاشتی نه برداشتی اوومدی اینجا جواب می دی آخه برادر من! نمی بینی همینطوری اش هم تو روز روشن دارند واسه این جماعت اطباء حرف در میارند؟ بعد یکی بیاد اینا را بخونه آخه چی میگه پیش خودش؟هان؟عزیز من ما اگه می خواستیم تجارت کنیم که دیگه طبابت نمی کردیم/نه؟بد میگم؟ا حالا قربون دستت اوون مظنه کشیک ارولوژی هم واسم بپرس که ممنوت می شم D:

    أقاکیارش خان.اوون مریض جراحی ها بود.منم دیدم زیاد بپرسم ازشون ممکنه واسم حرف در بیارند!

  16. حق
    درود
    آخ چه حالی می‌داد کشیکهای خریدنی اطفال تو بیمارستان ما. (دوره انترنی رو عرض می‌کنم)
    گاهی کلا تلفن زنگ نمی‌خورد و روز شلوغش 2 تا مریض زردی فیزیولوژیک بود!
    پول مفت رو می‌گرفتم، می‌شستم پاویون با CD Man دکتر امامی فیلمای بهروز می‌دیدم!! تنگسیر، داش آکل، قیصر، گوزن‌ها….
    عجب معجونی شد!

    پ.ن.: دکتر جان! می‌شه اعلام بلاد بفرمایید،‌رفقای فوق و بنده رو از نگرانی و حیرت نجات بدید؟

    http://drnr.wordpress.com

  17. بفرما اين جناب دكتر شقايق هم صحه گذاشت رو ادعاهاى ما، ببين، يكسرى دكتر ميشن كه برن تو پاويون ترتيب پرستارا رو بدن اون بقيه هم كه خريد و فروش و فيلم و داش آكل ،!!! اصلاا آاييييييييى نفس كش !! ببين چه خبره اونوقت جواب يك سوال رو خجالت ميكشن بدن !! 🙂

  18. دكتر شقايق جان جاش خوبه اين دكتر ما، اينجوريه كه آخر وقت ادارى اونها اول وقت ادارى كاناداست! پيدا كنيد پرتقال فروش را. به من چه خودش گفت!!

  19. نه بابا کی گفت وبلاگ شما حال به هم زنه!!! : ))))) ولی فقط با احتیاط خوند : )))))
    ممنون که به وبلاگ منم سر زدین

  20. خوب دکتر آرشا خان ! من چه میدونستم کجا باید جواب بدم آخه ؟! بعدشم کسب حلاله , مشکلش چیه ؟!

  21. اوه اوه چه خبره اینجا ! بیت الکامنت تون در حد جاذبه خود پست شده . خدایی چقدر ما ایرانی ها به علم خصوصا پزشکی و خصوصا دور و ور اورولوژی علاقه داریم !
    حالا که اینطور بذارید منم فرضیمو بگم .
    این آقا خانم بوده ، یه خانمی هم بوده که آقا بوده ولی با این آقا دوست بوده ،
    حالا به نظز من خانم آتیشش تند بوده !

  22. بابا ایول به این یارو.ولی خدائیش اسپریش خوش فرم بوده ها، یا به قول شما وسوسه انگیز.

  23. سلام

    من كه هر جوري تصورش رو هم مي كنم مي بينم دردناكه ! يه جوري مي شم ! وقتي فكرشو مي كنم تنم مور مور مي شه ! عجب ركتومي ! انگار مال فيل بوده !

  24. سلام دكتر جون تازه كشفت كردم از وبلاگ ويلي خيلي باحالي كدوم كشوري؟با اجازه لينكت كردم وقت كردي به منم سري بزن شاد باشي و پيروز

  25. زمان: دیروز ساعت 10 و پنجاه و نه دقیقه پیش از ظهر
    مکان:اتاق عمل بیمارستان زنان و مامایی/اتاق عمل 3
    راوی: خانم دکتر بختیاری
    شنوندگان یک عدد سوسن جعفری+یک عدد خانوم میر محمدی
    موضوع: خارج کردن یک عدد اسپری خوشبور کننده از رکتوم یک مرد شصت ساله در بخش اتاق عمل بیمارستان اما رضای تبریز در شیفت شب حدود یک ماه پیش با شاهدان زنده بیهوشی< دکتر مقدم و همی دکتر راوی و رزیدنتهای محترم جراحی و سایر همکاران
    ادوات: آچار فرانسه و پیچ‌گوشتی و لوله‌گیر
    فیلمبرداری و عکسبرداری در صحنه‌ی جنایت!

    سلام! این همه شباهت عجیب نمی‌باشد؟

  26. سوسن جعفری
    چه جالب! یه عکس یا فیلمشو می فرستادی ببینیم کدومشون …گشادتره!(-:

  27. chetor vaghty residente radio oomad va goft ke ta be hal hamchin chizi nadideh , baz ham residente jarrahy mariz ro mikhast tarkhis koneh , man motevajjeh nashodam ….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s