وقتی که دل و دول با هم شکست..

نمی دونم چرا از اولش از کشیک روز تعطیل بدم میومد.دیروز که بارون  هم واسه ما مدیترانه ایی شده بود.صبح با اینکه میدونستم  کشیک را باید به موقع تحویل بگیرم (روز قبلش کشیک قبلی اصرار داشت که  سر وقت بیام و بازم دیر نکنم ) اما هر چی زور زدم که از تختم دل بکنم نتونستم.اوومدم زنگ بزنم که متآخر خواهم شد دیدم نه موبایل شارژ داره نه من شارژر دارم.از اوونجا که اصلا حوصله فکر کردن به این موضوع را نداشتم دوباره خوابیدم و  خواستم خواب ببینم  چه بهانه ایی بیارم که دیر اوومدم.بعد از یه ساعت سر خیابون زیر بارون منتظر تاکسی شدم.یکی از سرگرمی های من اینجا اینه که سوار تاکسی می شم.چون من فقط مقصد را می گم و دیگه لام تا کام حرف نمی زنم,می دونم اگه حرف اضافی بزنم از روی لهجه ام میفهمه که اجنبی هستم و اوون وقت نمی دونم چه جوری میشه که تاکسی مترش موشکی میره بالا.واسه همین  وقتی می خواهند سر صحبت را باز کنند و من جواب نمیدم واسم جالبه که ببینم عکس العملشون چیه.بعضی وقنها  هم اگه ببینم آدم شیرپاک خورده اییه  خودم باهاشون حرف میزنم تا میزان توانمندی زبان بیگانه ام را محک بزنم.واتفاقآ خیلی زود دستم میاد وقتی که هنوز نفسم بالا  نیومده فورا میگند تو مال اینجا نیستی.اگه اوون لحظه تو مود باشم  می گم حدس بزنید من کجاییم.خندم میگیره وقتی که جواب میدند ژاپنی یا چینی! اگه هم اطلاعات جغرافیایی وسیعی داشته باشند میگند اندونزیایی!

وقتی رسیدم پاویون و دیدم کشیک قبلی شال و کلاه کرده و پشت میز  یه ساعته که منتظر منه یه لحظه اخم های پاچه بزیه تو هم رفته اش با گوش های آینه بغلیش   که سعی می کرد خیلی جدی و عصبانی خودشو نشون بده یه چهره احمقانه عصبی  تو ذهنم اورد که نتونستم جلوی خندمو بگیرم.کشیک سال بالایی دیروز الیاس بود.پسر بسیار مودب و شوخ طبع  واز  اوون مسیحی های متعصب که هر وقت می خوام سربه سرش بذارم می گم چقدر من از این کتاب داوینچی کد خوشم اوومده ها خوندیش تا حالا؟از اینکه با اوون هم کشیک بودم حس خوبی داشتم. بعد از ویزیت و رتق و فتق کردن امور برگشتم به پاوویون که مطالعه کنم که  تلفن زنگ زد . سال یکی بود که خواست بیام اورژانس.پرسیدم چیه؟گفت اگه میشه خودتون بیایید ببینید.وقتی رسیدم اورژانس و زمزمه ها و خنده های پنهانی بچه های جراحی و ارتوپدی را دیدم حدس زدم جریان چیه

دیدم یه اقای جوان  با حالتی مضطرب  روی تخت اورژانس دراز کشیده بود. وقتی ازش پرسیدم چی شده  با خجالت  پایینشو نشون داد.ازش پرسیدم خب چی شده.جواب داد نمی دونم.خودش اینجوری شد!.گفتم چی خودش اینجوری شده.گفت نمی دونم.خودتون ببینید.فهمیدم که طرف شرح حال بده نیست.پرده را کشیدم و ازش خواستم که درش بیاره.وقتی که کشف حجاب کرد دیدم که آلت بیچاره کوفته و کبود شده.ازش پرسیدم که متاهله یا مجرد.گفت مجرد. گفتم شیطونی کردی ؟ گفت نه.گفتم باهاش ور می رفتی؟ باز گفت نه.گفتم تو خواب اینجوری شد. گفت نه/.با اینکه می دونستم بیشتر موارد در اینجور مواقع کشف علت کار بیهوده ایست بیشتر لجم می گرفت وقتی هی می گفت خودش اینجور شده.البته باز تو دلم گفتم جای شکرش باقیه که نمی گه همینجوری نشسته بودم از بالا یه صندلی افناد روش.ولی روحیه مریض واسم عجیب بود.لبخند زورکی اش با اوون حالت مضطربش محو نمی شد.انگار که خودش خجالت کشیده باشه یه جوری می خواست با کمدی کردن قضیه از قبح عملش کم بشه.از اوون ور هم متلک های ارتوپدی ها که  گچ نمی خواد؟یا می خوای واسش آتل ببندیم یا با  بانداژ آویزونش کنیم دور گردنش بیشتر اعصابمو خورد می کرد. وقتی که مریض را می بردیم اتاق عمل دیگه تو اوون لحظه اتیولوژی اش مهم نبود اما ته دلم می خواست سر از کارش در بیارم. شب موقع ویزیت خواستم که باهاش حرف بزنم.فقط یکی از دوستاش که از صبح باهاش بود همراهش بود.خب طبیعیه.اینجور مواقع که نمی شه به خانواده بگی چی شده.وقتی همراهش از اتاق رفت  من فقط دست و پا شکسته فهمیدم که مریض بیشتر از اینکه اورژانس اورولوژی باشه اورژانس روانپزشکی است.باورش شاید کمی سخت باشه که کسی بخاطر انتقام از خودش همچین بلایی سر خودش بیاره.وقتی که از اتاق اوومدم بیرون یاد یه جمله پشت کامیونی افتادم که نوشته بود: یک دل و این همه درد/حالا حکایت این بیچاره بود که یک دول و این همه درد!

حوصله کشیک فردا را اصلا ندارم.خدا بخیر بگذرونه. سال بالایی یه آنتی ایرانیه 4موتوره و سال آخری اش هم یه خر تمام عیار.

Advertisements

نویسنده: arsha

چند نکته به خوانندگان عزیزی که احیانا از این جا گذر می کنند - اگر یه وقت خواستید شخصیت منو در نوشته هایم بشناسید هیچ وقت اینکارو نکنید زیرا چیزی دستگیرتان نخواهد شد. -روی وعده و وعیدها و قول هایی که احیانا در بعضی از پست ها داده می شود , خیلی حساب نکنید. -بیشتر مطالب علمی مندرج مورد تایید FDA هم ميباشد!

22 دیدگاه برای «وقتی که دل و دول با هم شکست..»

  1. ها! خسته نباشی دکتر جان. سر نمی‌نزی دیگه!
    چند وقتت پیش دختر را آوردند اتاق عمل که جسم خارجی توی واژنش بود. خودش می‌گفت افتادم روی اون چیزه، ولی حالا اینکه اون چیزیه چطوری رفته بود صاف اون تو الله اعلم.

    از واژنش در شامپوی صدر صحت در آوردیم!!!

    یعنی اینقدر!؟ آخه من هر جا برم می‌گن ژاپونی هستی؟ فیلیپینی چطور؟ ولی چینی نه! عمراً :-))

  2. 🙂 آخى الهى دلم براش سوخت، مادر مرده، حالا من الان يك سوال خيلى حياتى دارم اينكه بعد از اين ماجرا اين دول بدبخت بازم كار ميكنه يا نه ديگه از رده خارج شد؟؟؟

    يك دوستى كه نرس هست ميگفت خانم شوهر دارى رو آورده بودن بيمارستان و يك كاندوم قرمز ولنتاينى توش گير كرده بوده، اينها هم ميخواستند به شوهرش بگن كه يهو جناب دكتر متخصص مياد ميگه اين موضوع كانفيدنشيال هست به همسرش نگين، همين موقع هم خانمه با اضطراب به اين نرس ميگه شوهرم فقط كاندوم معمولى استفاده ميكنه و اگه اينو ببينه ميفهمه كه جريان چيهه، منهم الان 3-4 روزه كه هى خودم سعى كردم از اون تو بكشمش بيرون در نمياد مجبور شدم بيام اورژانس. اما خوب اولش فقط ميگفته درد دارم و دلم تير ميكشه و اينها نميگفته كه چكار كرده، اينها بعد از كلى مچل شدن تازه فهميده بودن. آخرش اين خانم نرس ميره پيشش ميگه من هنوزم نميفهمم كه چرا تهش گير نكرده ب اوده، گفته آخه دوست پسرم چينيه !!!!! كاندومهاى ولنتاين تك سايز بوده.!! خلاصه كلى خنديديم كه آدم بايد خيلى خنگ باشه كه بخواد رو شوهر كانادايى خيانت كنه اونوقت با مرد چينى د.و.ل فندقى؟؟؟؟كه كاندومش هم لق لق ميخوره روش!!!!!

  3. مااااااااااااااااااااااااااااا ! در شامپوی صدر صحت خیلی خدا بود !!
    خوب بیچاره ها تقصیری هم ندارن . اگه از این چیزا اسثفاده نکنن چیکار کنن خوب ؟
    اتفاقن من امروز داشتم یه مبحثی از کتاب زنان و زایمان دنفورث رو می خوندم در مورد مشکلات جنسی زنان . بعد یه جاهایی توصیه کرده بود که مریض خودارضایی کنه. حالا فکر کن اصلن تو ایران آدم میتونه به مریضش همچین توصیه ای بکنه ؟؟ بعد هی میگن عامل 40% از طلاق ها مشکلات جنسیه. با این اوصاف بازم جای شکرش باقیه که این عدده فقط 40 درصده !

  4. عجب آدم عجيبي بوده ! يعني هيچ راهي به فكرش نرسيده واسه اين كه از خودش انتقام بگيره ؟! مي بايست اينطور آبروريزي به بار بياره ؟ جلوي يه جماعتي آبروي خودشو ببره !

  5. سلام
    از وب لاگ ويولت اومدم اينجا…اسم وب برام يه جورايي جال بود!

    اپ ديتم جالب بود…كامنتا خنده دار تر و جال تر…..

  6. تو این چند دفعه ای که اومدم اینجا دیدم آدم باید پستهای اینجا رو با احتیاط بخونه و وقت خوندن چیزی هم نخوره که حالش بد نشه : )))))))
    میشه بپرسم شما چه کشوری هستین؟

  7. آقا جان می خوای از این یه بعد من برنامه اورژانس رو پیشنویس کنم . خوب ما یه چیزی در مورد شکستگی گفتیمااا !

    این ماجرایی رو هم که مرجان گفت آخرشه

    خوب … این هفته براتون مریض پیوندی می آرن ، منتظر باش : دی

  8. آقا آي من خنديدم آي من خنديدم وقتي اين پست رو خوندم ،خيلي باحال نوشتي ، اين مدليشو من ديگه نشنيده بودم يعني طرف جا بهتر از اين گير نياورده كه عقده هاشو خالي كنه عجبا!!!من آدم هايي رو ميشناسم كه حاضرند براي داشتن دودولي بدون مشكل و سر پا ميلون ها خرج كنند حالا ببين چه جوري اينها كفران نعمت ميكنند آنوقت ميگن چرا بحران مالي آمريكا وكانادا رو گرفته ، بابا جون آخه وقتي از نعمت هاي خدا در راه درست استفاده نكني همين ميشه ديگه ! راستي حالا واقعا گچ يا آتل براش نگرفتيد ؟!

  9. نیلوفر
    من خودم کشیکخر اینترنی بودم.کشیک رزیدنتی هم می فروشند مگه؟

  10. گلی خانم
    وقتی یه کی به اوونجاش می رسه آبروش کجا بود

  11. آرشا جان , این آمار مال کشور فخیمه خودمونه که تو روزنامه سلامت چاپ شده و فکر می کنم مال حدود یک سال پیش باشه

  12. راستی, کشیک رزیدنتی هم می فروشند و طبق خبر موثق از یکی از دوستانم کشیک رادیولوژی الان قیمتش شبی 120000 تومانه !

  13. Konj KaV ShoDam Biam To in WeB BekhaTeRe EsmeSH.. !
    In WeB BishtaR male DokhTaR KhaNumas CHiz Mizaye aghayoNo chera mirizi biroN ! 😐

  14. جالبه. تو اين روزگار همه چي پيدا ميشه
    ديگه هيچي عيب نيست. و اين قانون جهاني شدنه…
    با افزايش اميال انسانها افزايش مشكلات هم پيش ميادش…
    ولي بعيد ميدونم خانوما به خودشون جسارت اظهار نظر در اينئ جور مواردو بدن…
    بحر هال جالب بود.
    باي ip

  15. جالبه. تو اين روزگار همه چي پيدا ميشه
    ديگه هيچي عيب نيست. و اين قانون جهاني شدنه…
    با افزايش اميال انسانها افزايش مشكلات هم پيش ميادش…
    ولي بعيد ميدونم خانوما به خودشون جسارت اظهار نظر در اينئ جور مواردو بدن…
    بحر هال جالب بود.
    باي ip

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s