به کدامین گناه..

اولین بار هفته پیش دیدمش تو راهروی بخش. یه دختربچه 12 ساله, که همیشه قبل از شروع ویزیت صبحگاهی در هیاهوی پر سرو صدای بخش گوشه ایی آرام و ساکت می ایستاد.همیشه هم با یه نگاه غمگینی تو سیاهی چشماش؛ که حالا دیگه در پف آلودگی ناشی از نارسایی مزمن کلیه هاش کم سو شده بودند.. مزمن با تمام تلخی هاش.اوونقدر طولانی که حتی دیگه از یاد هم بری.تو این یه هفته غیراز یه دختر بزرگتر از خودش ندیدم کسی همراهش باشه…وقتی که دیدم تو اون تنه نحیف و کوچیکش اوون همه لوله گذاشتند دلم به حالش سوخت …وقتی یادم میومد که واسه تثبیت کردنه هر کدوم از اوون لوله ها چند بار سوزن تو تنش کردند خودم  تمام بدنم درد می گرفت.به خودم گفتم الان خیلی از هم سن و سالاش تومدرسه کیف و کتاب بغلشونه و این طفل معصوم دوساله که از این  بیمارستان به اوون  بیمارستان با این لوله ها و کیسه ها میخوابه و بیدار میشه..

امروز که می خواستم پانسمانش را عوض کنم با اینکه خیلی سعی می کردم به آرومی اوون چسب های لعنتی را از روی  پوست نازک تنش جدا کنم وقتی صدای ناله های آرومش را می شنیدم انگاری داشتند پوست خودمو می کندند.تصمیم گرفتم با یه تیغ بیستوری کارو یه سره کنم وهمه گازها و چسبها را با تیغ ببرم.وقتی شروع به بریدن کردم سعی کردم با حرف زدن باهاش حواسشو پرت کنم تا کمتر درد بکشه.اما غافل از اینکه حواس خودم پرت شد… و ناگهان زدم و لوله ی نفروستومی را قطع کردم.. ..باورم نمی شد.شوکه شدم.صدای ضربان قلبم را به وضوح می شنیدم.تمام تنم عرق کرده بود.آب دهنم خشک شد..نگاه دخترک کردم…با صدایی لرزون و آروم در حالیکه می شد فریاد ترس را توش شنید ؛  پرسید:..قطع شد..؟.مونده بودم چیکار کنم..فقط داشتم خودمو سرزنش می کردم. علیرغم میل باطنی ام ,مجبور شدم سال بالایی را خبر کنم..می دونستم خیلی عصبانی خواهد شد اما کاریش نمی شد کرد دیگه.وقتی اوومد همونطور که انتظار داشتم  با همون حالت ازم خواست که خودم دوباره لوله را جای گذاری کنم و اضافه کرد که اگه نفروستوم کار نکنه دوتا کشیک اضافه با یه هفته محرومیت از اتاق عمل جریمه این حواس پرتی خواهد بود..

لوله را گذاشتم. سوچور زدم..فیکس کردم..نفروستوم هم کار کرد..اما تموم اوون مدت دخترک آخ هم نگفت..باورم نمیشد..من حتی واسه اینکه کمتر سوزن وارد تنش کنم بی حسش هم نکردم..شاید او هم تو اوون لحظه دلش به حال من سوخت و نخواست که با جیغ و داد و گریه های بچگانه گندی که زده بودم را بیشتر کنه.

شاید هم  اینقدر تو این چند سال کوتاه زندگی اش  درد کشیده بود که دیگه  اشکی واسش نمونده بود که بخواد گریه کنه..

Advertisements

نویسنده: arsha

چند نکته به خوانندگان عزیزی که احیانا از این جا گذر می کنند - اگر یه وقت خواستید شخصیت منو در نوشته هایم بشناسید هیچ وقت اینکارو نکنید زیرا چیزی دستگیرتان نخواهد شد. -روی وعده و وعیدها و قول هایی که احیانا در بعضی از پست ها داده می شود , خیلی حساب نکنید. -بیشتر مطالب علمی مندرج مورد تایید FDA هم ميباشد!

15 دیدگاه برای «به کدامین گناه..»

  1. من که نمیدونم این لوله ی نفروستومی چیه و کجای این بنده خدا بوده و کجا باید دوباره نصبش می‌کردی ولی هرچی بوده الهی یه دکتری بزنه لوله‌های Seminiferousات یا لوله‌ی Epididymisات رو ببره تا دیگه حواست رو جمع کنی ننه

  2. واى من بدبخت رو بگو كه چقدر دلم واسه هر دو تا تون سوخت، يك لحظه همينجا وسط آفيس گريه ام گرفت. يك سوال دارم البته اگه فضولى نباشه، اينجايى كه زبون ما رو نميفهمند!!! كجاست؟؟ من نفهميدم، البته بازم ميگم اگه دوست ندارى نگو ها

    شاد باشى

  3. تا دیگه حواست رو جمع کنی ننه !!!!

    به يكى مثل خيليا

    پس اينكه ميگن نقاب زده اومده تو وبلاگستان شمايى؟؟؟؟؟ جناب يمخ !!!! تا حالا زن بودى؟؟؟؟ الكى خودت رو مرد جا زدى، آاخيييييى !!!!!!!! الهى دستت رو شد، ببين ننه جان از اين به بعد يك دور كامنتت رو بخون ببين چاخانت رو لو نداده باشى بعد سابميت كن. آااخى چقدر اداى مردها رو در آوردى و خودت رو باهوش جا زدى و…… عيب نداره دخترم پيش مياد ديگه!!

  4. سلاااااااااااام
    چه اسم بانمکی رو وبلاگت گذاشتی و چقدر بانمک تر خودت رو معرفی کردی
    فقط آقا جان تا جایی که من یادمه وسط تابستون ما باهم اشنا شدیم، یه شب زمستونیش کجا بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ لابد تاریخ آشنایی هات با هم قاطی شده(چشمک)

  5. ببين آخه ايهام داشت من نميدونم شما ساعت چند روز كاريت تموم ميشه، مثلا 12 شب يا 5 عصر ( اين از اون توجيهات زنونه اى هست كه آدم كم مياره بهش متوسل ميشه ) اونوقت تازه باز هم راحت نيست كشفش. خوب پس يكى به نفع شما. من تسليم. شكست از يك دكتر خوش ذوق رو پهلوى بقيه ركورد شكستهاى بزرگ و كوچيك ديگه ام ثبت ميكنم !!! آقا 1 – 0 كاملا به نفع شما!:(

  6. ميگم واقعا اين يكى مثل خيليا راست ميگه يعنى اينقدر من خنگ بودم نميدونستم!! بيا من ميخواستم باهاش كل كل كنم، بفرما يعنى خداييش چك كردن يه IP اينقدر سخت بود؟؟؟ به دو سوت جوابم رو گرفتم اما آبروم جلو اين آقاهه رفت. من برم لينك اين يمخ رو پاك كنم ديگه هم نرم دور و برش، از بس الان خجالت ميكشم، واى واى وااى واى چه حيثيتى ازم ضايع شد!!!!

  7. 1.عرض ارادت جناب دکتر خوشحالم کردید!
    2. احتمالاً از بس خواستید آزرده‌اش نکنید هل کردید و خوب خیس‌شان نکردید وگرنه همچین هم خطا نمی‌کند این روش![چشمک]
    3. بابت خوشحالی‌ام هست!
    4. حتماً

  8. azizam aslan khodeto narahat nakon injoor mavaghe.ta eshtebah nakoni nemitooni pishraft koni.badesham khanoom ya aghaye yeki mesle kheili ha ta hala khodet dochare eshtebah nashodi ke intori ghezavat mikoni rajebe nevisandeye matlab?
    ??!!!matlabet kyheili jazab bood.fekr nemikardam doctora ham az babate injoor masael narahat beshan chon inghadr cheshmeshoon in chizaro mibine ke dige…..
    i.

  9. ellllahi begardam… az samime ghalbam mikham ke khoda
    shafash bede…
    eshkal nadare…ensan jayezol khatast

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s