کیسه صفرای بی جنبه من
ما تمام این مدت از مثانه بیقرارمان می نوشتیمو می گفتیمو می خندیدیم که نمی دانستیم تمام این مدت کیسه صفرایمان ژاژ می خاید و لب بر دندان می گزد. آن شبهای تابستان که از درد شکم صد رحمت به دردهای زایمانی می فرستادیم و عین مار بر خود می پیچیدیم و مثل مادربزرگ های قل قل میزرا می گفتیم که انشالله از باد کولر است و شکممان سرما خورده! نگو که این کیسه صفرای ما می نالیده و شب زنده داری می کرده .
شکم نازنین را سپردیم به دست پروب ولگرد سونولوژیست های شهر و اوونقدر تن رنجور ما را این دست و ان دست کردند که تهش ریزه سنگی در امد که در دل کیسه صفرای ما چنبره زده بود. سنگ ریزه ایی که علیرغم فلفلی بودنش قابلیت یه بمب خوشه ایی را واسه ترکوندن هرچی سر راهش باشه را داره!
آحه صفرا جان . یه نگاه به مثانه بنداز. تو هم bladder هستی اوونم bladdere . تو هم مجرا داری اوونم مجرا داره. تو گردن داری اوونم گردن داره تازه از تو هم کلفت ترشو داره. تو مریض می شی اوونم مریض میشه. تو خبر مرگت سرطان می گیری اوونم خبر مرگش سرطان می گیره.تو اتاق عمل تکلیف تو نیم ساعت تا یه ساعت روشن میشه. اما اوون سه تا 9 ساعت اوونجای جراح را می چسبونه به گلوش. تو ذلیل مرده سنگ می سازی و فک و فامیل و اقوام طرف را میاری جلوی چشمش. اوون بیچاره هم سنگ داره و از دیوار صدا در میاد و از اوون درنمیاد. تو صفرا می سازی با اوون رنگ سبز و بوی لجن اش که ادم را یاد فتنه هاش میندازه , اوون بیچاره باید گندکاری های تو را جمع کنه. بدون تو زندگی همچنان ادامه داره. اما بی مثانه زندگی خیلی سخته.. براستی تو را چه شده که در این های و هوی سنگ هایت را بسته ایی و سگ هایت را ول کردی /میمردی همونجا زیر سایه کبد با کلسترولهات بازی می کردی و طاقت ما را طاق نمی کردی؟کیسه صفرای عزیز. من تو را دوست دارم , اما می خوام از بیخ و بن ریشه ات را بکنم و سر به تنت نبینم.
تابستان رفت و کولرها خاموش شد ولی درد شکم همچنان ما را از یاد نبرد.همانطور که من هم از یاد نخواهم برد اوون شب های سیاه اورژانس , پرستارهای ناشی , رزیدنت کشیک خواب الود. رگ گیری های مکرر ولکن ناموفق! ما که همکار بودیم و خاک خورده بیمارستان وضعمون این بود. وای بر آن بیمار غریب و بی کس..
سلام.خدا بد نده.حالا چه شد كوله سيستكتومي كردين؟
يك دانشجوي پزشكي
17/10/2010 در 8:59 ب.ظ.
به به!کوزه گر افتاد تو کوزه؟
——————————————-
والله ما تا اوونجاش یادمونه که خیاطه افتاد تو کوزه! بعدش عوض شد؟
پریسا
18/10/2010 در 1:00 ق.ظ.
از بس صفرا حسوده….همه که مثل مثانه نجیب نیستن کارشونو درست انجام بدن ومنتظر تشکر هم نباشن..
———————————————————————————————————————————————–
البته مثانه را اینجوری هم نگاه نکنیا! اوونم به موقعش کم نانجیبی نمی کنه!
زبل خانوم
18/10/2010 در 4:11 ب.ظ.
نوشته هاتونو دوست دارم از خیلی پیش میخوانمت، قلمت مستدام
———————————————————————————-
ممنون دوست عزیز/لطف داری
کیوان
18/10/2010 در 8:15 ب.ظ.
salam , akheyy pas bego0 chera up nashod in masane bigharar nago0 Kise safra gharareto borde bod
ey vaiiii ke in dard ashnas,moafegam bezan risharo ta dige darde shekam nabini
moafag bashi
—————————————————————————————————-
مخلصیم!
Bahar
18/10/2010 در 8:55 ب.ظ.
آخی گفتم چرا خبری ازتون نیست…
ایشالا همیشه سلامت باشید
راستی الان که خودتون درد کشیده شدید بیشتر هوای مریضا رو داشته باشید :دی
———————————————————————————————————–
ممنون از لطفت دوست عزیز! دقیقا!
×بانو!
19/10/2010 در 1:02 ب.ظ.
واسه همین یه مدت نبودین؟ من که گفتم ما باز دست گذاشتیم رو یه بلاگی طرف به کل تعطیل کرد رفت
—————————————————————————————————————————————-
ما مخلصیم! فعلا که قصد پایین کشیدن کرکره را نداریم:)
پیپ خسته
19/10/2010 در 3:07 ب.ظ.
rasti yadam raft Web besyarrrrrr zibai darid ke be poste akhir ham mikhore
———————————————————————————————————–
قربون شما
Bahar
19/10/2010 در 9:21 ب.ظ.
سلام
من دوباره برگشتم
تو وبلاگ جدید توضیح دادم
خواهشا» اگه خواستید لینک کنید به وبلاگ جدید با عنوان جدیدش لینک بدید
بابک
19/10/2010 در 11:47 ب.ظ.
ba kise ya bi kise!masale inast!:D
Aida
20/10/2010 در 1:44 ق.ظ.
به به آقای دکتر!!! چه عجب؟ خدا بد نده! حالا انشالله بهتری؟
راستی ممنونم که سر زدی خوشحال شدم
سحر
20/10/2010 در 11:24 ق.ظ.
گفتی بیلیاری کولیک یاد یه چیزی افتادم:
یک اتند مرد چند صباحی پیش جملات قصاری فرمود:
من همه جور دردی رو تا حالا تحمل کردم،رنال کولیک،بیلیاری کولیک و …فقط درد زایمان رو تحمل نکردم که احتمالا اونم با هدفمند کردن یارانه ها تجربه خواهم کرد!!!!
حالا چی شد کوله سیستکتومی کردی یا نه؟
دکتر قهوه ای
20/10/2010 در 3:08 ب.ظ.
سلام
چقدر خوب و زیبا (: فیزیوپاتولوژی این دو تا رو با هم مقایسه کردین!
بی خودی نیست که بهش میگن کولیک صفراوی!
متاستاز
21/10/2010 در 8:31 ب.ظ.
واقعا بیچاره اون مریض غریب و..
دکتر بارانی
22/10/2010 در 1:30 ق.ظ.
این همه غیبت مشکوک بود!
فکر کنم از ذهنمم گذشت که یه چیزی شده اما ردش کردیم..
اصلا از درد و مرضایی که اون تووو مووها پیش میاد خوشم نمیاد.
قلمو
22/10/2010 در 5:24 ب.ظ.
خدا بد ندهد دکتر عزیز. بهترید حالا؟ یا باید عمل بشوید؟
راستی دکتر جان از مرجانِ از قلب کویر خبری دارید؟ حالش خوبه؟
—————————————————————————-
ممنون سوس جان . ما به شما فکر کنم خیلی تبریکات بدهکاریم! از همین جا همشو عرض می کنیم! ازمرجان هم هیچ خبری ندارم !
سوسن جعفری
24/10/2010 در 12:06 ق.ظ.
سلام
همیشه این موجودات بی هویت کار دست آدم میدن !!!!!!!!!!!!
به امید بهبودی هرچه بیشتر شما
شیوا
24/10/2010 در 2:31 ب.ظ.
شفاي عاجل انشالله اي طبيب حاذق! مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش
1zanzalil
24/10/2010 در 3:40 ب.ظ.
چه وب جالبی دارین .. ادبیات شما خیلی متفاوته با بقیه وبلاگ نویس ها …
کلا خوشحال شدم وبتون رو دیدم ..
سعیده
29/10/2010 در 1:41 ق.ظ.
حق
درود
بنی اندام! اعضای یک پیکرند دکتر جان!
شادمانم که دوباره نوشتی و ناراحت که آزردهای.
سلامت باشی.
ن.شقایق
04/11/2010 در 4:54 ب.ظ.
hiiiiiiiiiiiiiiiiii
how r u
dear colleage i want ur email address or yahoo id , i want to consult with u
with great thnx
elnaz
20/11/2010 در 11:59 ب.ظ.
salam Arasha Migam facebook dari , man idim ine Bahar.golshan ama fekr nakonam facebook serchesh jaavb bede age dost darshti idito bede man add mikonam ok ta bad
bahar
26/11/2010 در 1:22 ب.ظ.
سلام دکتر. خوبی؟ چی شده؟ واقعا این بلا سرت اومده؟ امیدوارم خوب بشید و بیشتر بنویسید. 1 چیزی میگم و اون اینه که شما اگر دکتر نمیشدید حتما 1 نویسنده خوب و فوق العاده میشدید!
شیما
07/12/2010 در 3:38 ق.ظ.
خواهش میکنم
شیما
07/12/2010 در 4:06 ق.ظ.